تبليغاتX
مادرانه های من برای پسرم
پسربی نظیرم ۴ ماهه شدی.

چقدر این لحظه های ناب زود میگذرد.

چه زود ۴ ماهه شدی.

دلم برای یک ماهگیت دو ماهگیت و سه ماهگیت تنگ شده عزیز دلم.

دوست دارم از وجود پاک و لطیفت بیشتر لذت ببرم.

دوستت دارم. 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 11:48  توسط مامان  | 
پسر نازم امروز ۱۱۸ روزه شدی گلم

عزیزم امروز واسه اولین بار خودم بردمت حمام چقدر لذت بخش بود وقتی بدنت کوچولو ونرمت چسبیده بود به بدنم.

پسرم تو چند روز پیش تونستی غلت بزنی (۱۱۲ روزت بود)چقدر من ذوق کردم .پسرم خوشگلم تو این چند روزه کلی پیشرفت کردی می تونی با دستای کوچولوت عروسکاتو بگیره و بکنی تو دهنت.

مامان جون من هیچ وقت این لحظه های ناب را فراموشم نمیشه عاشقتم گلم.

مامان کاش تونسته باشم تو این ۱۱۸ روز مادر خوبی واست بوده باشم.

    دوستت دارم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 12:55  توسط مامان  | 
پسر نازم تعداد روزهای زندگیت سه رقمی شد تو امروز ۱۰۰ روزه شدی.

صد روزگیت مبارک پسرگلم.

دوستت دارم 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 23:58  توسط مامان  | 
پسر نازم امروز ۹۰ روزه شدی گلم

چقدر این ۹۰ روز من درکنار تو لذت بردم چه لحظه های نابی داشتم.

چه لذت خوبیست مادر بودن.

چه حس خوبیست دوست داشتن موجودی کوچک. 

پسرم من همه این حسهای خوب را در این ۹۰ روز از زندگیت حس کردم. 

پسر بی نظیرم همیشه پاینده باشی وبالنده

دوستت دارم. 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 17:33  توسط مامان  | 
پسرم بی نظیرم یه خبر مهم دارم سایز پوشکتو عوض کردیم از یک رسید یه دفعه به سه این نشون می دهد  که بزرگ شدی پسر نازم دوست دارم هروز بالندگیت را جشن بگیرم ....

آروین قشنگم چند روزی به دستهای کوچولوت نگاه می کنی اونا رو مشت می کنی بهشون نگاه می کنی  ولی زود هم خسته میشی قربون اون دستای نازم برم.

پسرکم تو الان نزدیک ۲۰ روزی میشه با صدای بلند ذوق می کنی ولی هنوز قهقهه نزی فقط یکبار تو ۵۰ روزگیت برام خندیدی منتظرم برام قهقهه بزنی.

پسر عزیزم تو الان من و بابا رو به طور کامل می شناسی و تو صورتمون می خندی دیشب رو پای بابا بودی داشت تلویزون می دید ت داشتی نگاش می کردی دیدی باهات حرف نزد یهو گفتی (ا)وقتی بابا نگات کردی خندیدی عزیزم.

عزیزم همه اینها نشون میدهد که تو داری بزرگ میشوی نازم.

مامان جون دلم می خواد از همه لحظه های ناب زندگیت لذت ببرم به من فرصت لذت بردن بده.

دوستت دارم .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 15:30  توسط مامان  | 
پسرم نازم

الان مثل یه فرشته کوچولو خوابیدی چقدر وقتی خوابی دلم برای چشمهای نازت و خنده هات تنگ میشه

عزیز دلم فرشته کوچولوم  زود بیدار شد دلم می خواد برام بخندی و ذوق کنی دلم واسه دست و پا زدنت تنگ شده

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 15:14  توسط مامان  | 
پسر عزیزم الان ۷۱ روز است از دلم اومدی بیرون وتو بغلم هستی لحظه های خیلی نابی داشتم با تو هر کار تو برای من اولین بوده و چه دلنشنین

اولین باری که تو آغوشم ساکت شدی.

اولین باری سر کوچیکتو رو شونم گذاشتی خوابیدی .

اولین باری که پوشکتو عوض کردم وبهت لباس پوشندم.

اولین باری که شیر خوردی ...وچه لذت بخش بود وقتی باهام اشتی کردی و دوباره تو ۱۷ روزگیت شیر خوردی.

اولین باری که با هدف به صورتم خندیدی ۴۲ روزه بودی و اولین باری که با صدای بلند در بغلم خندیدی تو اون وقت ۵۰روزه بودی .

اولین باری که دستتم رو گرفتی و به چشمام خیره شدی

پسر بی نظیرم همه این ۷۱ روز اولین بوده و من عاشق تک تک این لحظه ها هستم .

دوستت دارم.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 13:4  توسط مامان  | 
پسرم خوشحال که هستی در کنارم.

پسرم برای همیشه بمان برای من.

دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 12:47  توسط مامان  | 
پسر کوچک من؛

۷۰ روزست که با منی و من چه بی اندازه خوشبختم برای داشتن تو.

 

بمان برای من ...

 

برای همیشه....

 دوستت دارم عزیزم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 0:50  توسط مامان  |